فرهنگی اجتماعی
انسانهایی که به داشته هایشان فکر می کنند ،آرامش ونشاطی نصیبشان خواهد شد که پیوسته باعث افزایش این نعمت ها در زندگی شان می شود .اما در مقابل افرادی که همواره به نداشته هایشان می اندیشند آنچنان اضطراب و استرسی به همراه دارند که هرروز وضعیتشان نسبت به روز قبل بدتر خواهد شد .
شکرگذاری به درگاه خدای مهربان نه تنها از دیدگاه اعتقادی قابل تحسین است بلکه از نظر علمی نیز اثبات گردیده که انسان های شاکر زندگی آرام وموفقی دارند چرا که انسان جذب کننده بیشترین و شایع ترین افکار خویش می باشد.
به هرحال عمر ما هر لحظه با سرعتی ما فوق تصورمان می گذرد ، تا کنون اززمان شروع خواندن این مطلب چند دقیقه ای زمان گذشته !حضرت علی می فرماید( اگر دو روز یک انسان با ایمان یکی باشد او از ما نیست ) واین بهانه خوبی است برای رسیدگی به حسابهای گذشته در برنامه ریزی برای روزهای دیگر .
بعضی مواقع لازم است برای حفظ حرمت افراد خود را به کوری بزنیم ویا سنگینی گوش را برای شنیدن کلام خطای افراد بهانه سازیم .بسیاری از اوقات باید خود را به خفگی و نادانی بزنیم وبا وجود مطلع بودن بگذاریم دروغگویی دروغش را بگوید ودلش آرام بگیرد .
هیچکس شخص پرده در وحرمت شکن را حتی وقتی دلایلش کاملا روشن ودرست باشد دوست ندارد .
یک انسان در هر لحظه تغییر می کند و هیچکس دوست ندارد بر اساس فکر و ذهن لحظه ای نادرست زندگی اش، ارزیابی شود .هنر اغماض یا خود را به ندیدن زدن هنری است که تنها پس از داشتن آن می توان لایق داشتن بصیرت دیدن واقعیت وحقیقت عالم شود. بیایید تمرین کنیم یک دل پرده پوش، داشته باشیم .
عشق یعنی خیمه های سوخته...
عشق یعنی حاجی بیت الحرام ...
دل بریدن ها وحج ناتمام ...
عشق یعنی نور دو عین ...
عشق یعنی گریه بر قبر حسین ...
عشق را گویم فقط در یک کلام ، یا ابالفضل وحسین و والسلام.
حرفی موثر است که با عمل همراه باشد وقتی حرفی را می شنوید سعی کنید به آن عمل کنید خوشبختی را در درون خود پیدا کنید . سعی کنیم خود واقعی مان را بشناسیم توانایی و استعدادهایمان را کشف کنیم ،کسانی هستند که آنقدر به یک در بسته خیره می شوند هزاران در باز دیگر را نمی بینند. در برابر تغییر مقاومت می کنند، حاضر نیستند راه تازه ای پیدا کنند ،یا حداقل زاویه دیدشان را تغییر دهند بعد هم مرتب اظهار می کنند که مورد کم لطفی وبی مهری قرار گرفته اند .
تا کی می خواهیم به دنبال جلب ترحم دیگران باشیم تا کی خود را در چرخه بسته (چراها) محدود کنیم . تا کی می خواهیم تمام ذهن وایده ها وخلاقیتهایمان را صرف راهی کنیم که می دانیم به جایی نمی رسد اما حاضر نیستیم شرایطمان را تغییر دهیم وشرایط جدید راقبول کنیم.
هنگام مجردی نگران متاهلی وهنگام حضور در محل کار نگران منزل وهنگام ...وفقط نگران ،نگران پس کی استفاده از شرایط حال ولذت بردن از اکنون ...
گروهی از افراد هستند که احساس می کنند اگر کس دیگری حرفی به آنها بزند یا کاری برایشان انجام دهد پذیرفتنی تر است ...
دایم به دنبال توصیه ای از طرف دیگران هستند تا به او بگویند کاری را بکن یا نکن یا منتظرند کسی به آنها بگوید ،چه هدفی را انتخاب کن چه راهی را پیش بگیر.
واقعا چه کسی بیشتر ار خود ما می تواند به ما کمک کند ؟ چرا به دنبال کسی یا اتفاقی در خارج هستیم تا به ما توان انجام کاری را بدهد .
آیا شما به نقشی که در زندگی دارید عمل می کنید ؟کدامیک از ما حرف وعملمان تا حدودی با هم هماهنگ است ؟
یادمان باشد این که صرفا یک مادر ،یا یک مدیر یا کارمند هستیم افتخاری ندارد ،افتخار زمانی نصیب ما می شود که مسئولیت حرفها یمان را به دوش بکشیم ونقش خود را به خوبی ایفا کنیم .